مقرابوالفضل العباس«ع»

كجايند مردان بي ادعا؟؟؟

صفحه نخست | انجمن | ارتباط با ما | پروفایل مدیر وبلاگ | عضویت در سایت | ورود به سایت | پنل کاربران | نقشه سایت | لينك باكس | ارسال مطلب | Rss
موضوعات

پنل ورودی کاربران

خبرنامه

چت باکس

پيوندهاي روزانه

 

لينک دوستان

آمار بازديد

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان تالارها بازديد

پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي به اين وبلاگ خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد .

عكس هاي ويژه از امام خامنه اي


    تصويري از حضور آيت‌الله خامنه‌اي در تظاهرات دوران انقلاب

     
    بقيه در ادامه مطلب...

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 10 بازديد |

ادامه ي مطلب

توصيه امام (ره) به آيت‌الله خامنه‌اي در بيمارستان


    آنچه در پي مي‌آيد يكي از خاطرات آيت‌الله خامنه‌اي از امام خميني (ره) است كه پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب، آن را در آستانه سالروز رحلت حضرت امام (ره) منتشر مي‌كند:

    بهار سال 1365، روزى را كه امام(ره) در بستر بيمارى بودند، فراموش نمى‌كنم. ايشان دچار ناراحتى قلبى شده بودند و تقريباً ده، پانزده روزى در بستر بيمارى بودند. در آن زمان من در تهران نبودم. آقاى حاج احمد آقا به من تلفن كردند و گفتند سريعاً به آن‌جا بياييد؛ فهميدم كه براى امام(ره) مسأله‌اى رخ داده است. آناً حركت كردم و پس از چند ساعت طى مسير، خود را به تهران رساندم. اولين نفر از مسؤولان كشور بودم كه شايد حدود ده ساعت پس از بروز حادثه، بالاى سر ايشان حاضر شدم.
     
    روزهاى نگران‌كننده و سختى را گذرانديم. خدمت امام(ره) رفتم و هنگامى كه نزديك تخت ايشان رسيدم، منقلب شدم و نتوانستم خودم را نگهدارم و گريه كردم. ايشان تلطف فرمودند و با محبت نگاه كردند. بعد چند جمله گفتند كه چون كوتاه بود، به ذهنم سپردم؛ بيرون آمدم و آنها را نوشتم.
     
    در آن لحظاتي كه امام(ره) ناراحتى قلبى پيدا كرده بودند، ايشان انتظار و آمادگى براى بروز احتمالى حادثه را داشتند، بنابراين مهمترين حرفى كه در ذهن ايشان بود، قاعدتاً مى‌بايد در آن لحظه‌ى حساس به ما مى‌گفتند. ايشان فرمودند: «قوى باشيد، احساس ضعف نكنيد، به خدا متكى باشيد، «اشدّاء على الكفّار رحماء بينهم» باشيد، و اگر با هم بوديد، هيچ‌كس نمى‌تواند به شما آسيبى برساند». به نظر من، وصيت سى‌صفحه‌اي امام(ره) مى‌تواند در همين چند جمله خلاصه شود.


    سخنرانى در مراسم بيعت ائمه‌ى جمعه‌ى سراسر كشور، 12/4/1368
    منبع"http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=9496

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 12 بازديد |


پيام حضرت آيت الله خامنه‏اي در رابطه با هتك حرمت قرآن كريم


    حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي با ارسال پيامي بي‌حرمتي به قرآن مجيد در كشور امريكا را محكوم كردند.
    در اين پيام خطاب به امت اسلامي آمده است: «اهانت جنون‌آميز و نفرت ‌انگيز و مشمئز كننده به قرآن مجيد در كشور امريكا كه در سايه امنيت پليسي آن كشور اتفاق افتاد حادثه‌اي تلخ و بزرگي است كه نمي‌توان آن را در حد يك حركت ابلهانه از سوي چند عنصر بي ‌ارزش و مزدور به حساب آورد.»
    حضرت آيت الله خامنه‌اي با اشاره به تلاش دامنه‌دار و دراز مدت برخي مراكز براي گسترش اسلام هراسي و اسلام ستيزي، واقعه اخير را حلقه‌اي از زنجيره حركاتي مانند انتشار كتاب موهن سلمان رشدي، كاريكاتورهاي مجله دانماركي و ساخت ده‌ها فيلم ضداسلام در هاليوود دانستند.
    به گفته رهبر انقلاب اسلامي ايران: «طراحي و اتاق فرمان اقدام اخير در دستان سران نظام سلطه و اتاق ‌فكرهاي صهيونيستي است كه از بيشترين نفوذ بر دولت امريكا و سازمان‌هاي امنيتي و نظامي آن و نيز بر دولت انگليس و برخي دولت‌هاي اروپايي برخوردارند.»
    ايشان صهيونيسم و امريكا را سركرده جريان طولاني اسلام ستيزي دانستند. و هدف از اقدام اخير را كشيدن مقابله با اسلام به سطح جوامع مسيحي و همچنين غافل كردن ملت‌هاي مسلمان از تحولات خاورميانه دانستند.
    در پيام حضرت آيت الله خامنه‌اي در اين باره آمده است: «هدف از اقدام نفرت‌انگيز اخير آن است كه از سويي مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه مسيحي به سطوح همگاني مردم كشيده شود و با دخالت كليسا و كشيش، رنگ مذهبي گرفته و پشتوانه‌اي از تعصبات و تعلقات ديني بيابد و از سوي ديگر ملت‌هاي مسلمان را كه از اين جسارت بزرگ به خشم آمده و جريحه‌دار مي‌شوند از مسائل و تحولات دنياي اسلام و خاورميانه غافل سازد.»
    آيت الله خامنه‌اي خطاب به مسلمانان جهان فرمودند: «اين حادثه و حوادث پيش از آن به روشني نشان مي‌دهد كه آنچه امروز آماج حمله نظام استكبار جهاني است، اصل اسلام عزيز و قرآن مجيد است.»
    رهبر انقلاب اسلامي ايران تاكيد كردند: «حادثه اخير ربطي به كليسا و مسيحيت ندارد و حركات عروسكي چند كشيش ابله و مزدور نبايد به پاي مسيحيان و مردان ديني آنان نوشت.»
    ايشان تصريح كردند كه مسلمانان هرگز به عمل مشابهي در مورد مقدسات اديان ديگر دست نخواهند زد.
    حضرت آيت الله خامنه‌اي در پايان پيام خود فرمودند: «طرف مطالبه همه مسلمانان امروز دولت امريكا و سياستمداران آنند. آنان اگر در ادعاي دخالت نداشتن خود صادقند بايد عوامل اصلي اين جنايت بزرگ را كه دل يك و نيم ميليارد مسلمان را به درد آورده‌اند، به گونه‌اي شايسته به مجازات برسانند.»

    به گزارش پيام آفتاب، متن كامل پيام حضرت آيت الله خامنه‌اي به اين شرح است:
    بسم الله الرحمن الرحيم
    قال الله العزيز الحكيم: انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون
    ملت عزيز ايران - امت بزرگ اسلام!
    اهانت جنون آميز و نفرت انگيز و مشمئز كننده به قرآن مجيد در كشور آمريكا كه در سايه امنيت پليسي آن كشور اتفاق افتاد حادثه ي تلخ و بزرگي است كه نمي توان آن را تنها در حد يك حركت ابلهانه از سوي چند عنصر بي ارزش و مزدور به حساب آورد. اين يك اقدام محاسبه شده از سوي مراكزي است كه از سال ها پيش به اين طرف، سياست اسلام هراسي و اسلام ستيزي را در دستور كار خود قرار داده و با صدها شيوه و هزاران ابزار تبليغاتي و عملياتي، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته اند.
    اين حلقه ديگري از زنجيره ننگيني است كه با خيانت سلمان رشدي مرتد آغاز شد و با حركت كارتونيست خبيث دانماركي و دهها فيلم ضد اسلام ساخته شده در هاليوود ادامه يافت و اكنون به اين نمايش نفرت انگيز رسيده است.
    پشت صحنه ي اين حركات شرارت بار چيست و كيست؟
    مطالعه ي اين روند شرارت كه در اين سال ها با عمليات جنايت بار در افغانستان و عراق و فلسطين و لبنان و پاكستان همراه بود، ترديدي باقي نمي گذارد كه طراحي و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فكرهاي صهيونيستي است كه از بيشترين نفوذ بر دولت آمريكا و سازمان هاي امنيتي و نظامي آن و نيز بر دولت انگليس و برخي دولت هاي اروپائي برخوردارند.
    اينها همان كساني اند كه پژوهش هاي حقيقت ياب مستقل روز به روز بيشتر انگشت اتهام در ماجراي حمله به برج ها در 11 سپتامبر را به سوي آنان متوجه مي كنند. آن ماجرا بهانه ي حمله به افغانستان و عراق را به رئيس جمهور جنايتكار وقت آمريكا داد و او اعلان جنگ صليبي كرد و همان شخص بنابر گزارش ها، ديروز اعلام كرده است كه اين جنگ صليبي با ورود كليسا به صحنه، كامل شد.
    هدف از اقدام نفرت انگيز اخير آن است كه از سوئي مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه ي مسيحي به سطوح همگاني مردم كشيده شود و با دخالت كليسا و كشيش، رنگ مذهبي گرفته و پشتوانه ئي از تعصبات و تعلقات ديني بيابد، و از سوي ديگر ملت هاي مسلمان را كه از اين جسارت بزرگ به خشم آمده و جريحه دار مي شوند از مسائل و تحولات دنياي اسلام و خاورميانه غافل سازد.
    اين اقدام كينه توزانه؛ نه آغاز يك جريان، بلكه يك مرحله از روند طولاني مدت اسلام ستيزي به سركردگي صهيونيسم و رژيم آمريكا است. اينك همه ي سران استكبار و ائمه الكفر در برابر اسلام قرار گرفته اند.
    اسلام، دين آزادي و معنويت انسان، و قرآن كتاب رحمت و حكمت و عدالت است؛ وظيفه ي همه ي آزاديخواهان جهان و همه ي اديان ابراهيمي است كه در كنار مسلمانان با سياست پليد اسلام ستيزي با اين شيوه هاي نفرتبار مقابله كنند. سران رژيم آمريكا نمي توانند با سخنان فريبنده و ميان تهي، خود را از اتهام همراهي با اين پديده ي زشت تبرئه كنند.
    سالهاست كه مقدسات و همه ي حقوق و حرمت ميليونها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاكستان، عراق و لبنان و فلسطين زير پا گذاشته شده است. صدها هزار كشته، دهها هزار زن و مردم اسير و زير شكنجه، هزاران كودك و زن ربوده شده و ميليون ها معلول و آواره و بي خانمان، قرباني چه چيزي شده اند؟ و با همه ي اين مظلوميتها، چرا در رسانه هاي جهاني غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطري براي بشريت وانمود مي كنند؟ چه كسي باور مي كند كه اين توطئه ي گسترده بدون كمك و دخالت حلقه هاي صهيونيستي درون دولت آمريكا ممكن و عملي است؟!
    برادران و خواهران مسلمان در ايران و سراسر جهان!
    لازم مي دانم اين چند نكته را به همه متذكر گردم:
    اولاً: اين حادثه و حوادث پيش از ان به روشني نشان مي دهد كه آنچه امروز آماج حمله ي نظام استكبار جهاني است اصل اسلام عزيز و قرآن مجيد است؛ صراحت مستكبران در دشمني با جمهوري اسلامي ناشي از صراحت ايران اسلامي در مقابله با استكبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و ديگر مسلمانان، ‌دروغي بزرگ و فريبي شيطاني است.
    آنان با اسلام و هر آنكس كه بدان پايبند است و هر آنچه نشانه ي مسلماني است دشمن اند.
    ثانياً: اين سلسه ي كينه توزي ها با اسلام و مسلمين، ناشي از آن است كه از چند دهه پيش تاكنون نور اسلام از هميشه تابنده تر و نفوذ آن در دلها در جهان اسلام و حتي در غرب از هميشه بيشتر شده است. ناشي از آن است كه امت اسلام از هميشه بيدارتر شده و ملتهاي مسلمان اراده كرده اند زنجيره هاي دو قرن استعمار و تجاوز مستكبران را پاره كنند.
    حادثه ي اهانت به قرآن و پيامبر عظيم الشان صلي اله عليه و آله، با همه ي تلخي، در دل خود حامل بشارتي بزرگ است. خورشيد پرفروغ قرآن روز به روز بلندتر و درخشنده تر خواهد شد.
    ثالثاً: همه بايد بدانيم كه حادثه ي اخير ربطي به كليسا و مسيحيت ندارد و حركات عروسكي چند كشيش ابله و مزدور را نبايد به پاي مسيحيان و مردان ديني آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهي در مورد مقدسات اديان ديگر دست نخواهيم زد. نزاع ميان مسلمان و مسيحي در سطح عمومي، خواسته ي دشمنان و طراحان اين نمايش ديوانه وار است و درس قرآن به ما، در نقطه ي مقابل آن قرار دارد.
    و رابعاً: طرف مطالبه ي همه ي مسلمانان امروز دولت آمريكا و سياستمداران آنند. آنها اگر در ادعاي دخالت نداشتن خود صادقند بايد عوامل اصلي اين جنايت بزرگ و بازيگران ميداني آن را كه دل يك و نيم ميليارد مسلمان را به درد آورده اند، به گونه ئي شايسته به مجازات برسانند.
    والسلام علي عباداله الصالحين
    سيدعلي خامنه اي
    منبع:http://www.payam-aftab.com/?usr=category/detail&nid=12024

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 11 بازديد |


m


    m

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 8 بازديد |


نماز عيد فطر


    نفس‌هاي شب قدر گذرانده، ايمان‌هاي رمضان‌ديده و بدن‌هاي روزه‌كشيده امروز در دانشگاه تهران و خيابان هاي اطراف آن گرد چراغ پرفروغ ولايت جمع شدند و به شكرانه يك ماه تعبد و بندگي، قنوت تقوا خواندند.

    به گزارش ايرنا از نخستين لحظات صبح امروز دانشگاه تهران و خيابان هاي اطراف آن مملو از جمعيت پرشور ميليون ها تهراني نمازگزار بود كه در قالب هاي مختلف رهسپار دانشگاه تهران شده بودند. جمعيت فوج فوج مي آيند؛ يكي سجاده بدست دارد، آن يكي گليم، ديگري روزنامه!، يكي فرزندش را بغل كرده، ديگري دستش در دست فرزندش است، اما همه براي جشن بندگي آمده اند.

    **گونه گوني شركت كنندگان در نماز عيد تهران بارز بود. زن، مرد، پير، جوان، كودك، روحاني، دانشگاهي، بازاري، بالاشهري، پايين شهري و... همه خود را براي اقامه نماز عيد به دانشگاه تهران رسانده بودند.

    **امروز بازار انواع روبوسي نيز داغ بود؛ روبوسي خودماني، روبوسي سياسي، روبوسي انتخاباتي، روبوسي دانشگاهي، روبوسي جوانانه و...

    **مسيرهاي منتهي به محل برگزاري نماز عيد آذين بندي شده اند. ايستگاه هاي صلواتي، پايگاه هاي دريافت فطريه و مكان هايي براي اهداي دعاي عيد فطر به وفور در مسير ديده مي شوند.

    **در چند مكان شلوع اطراف دانشگاه، تلويزيون هاي بزرگي براي مشاهده خطبه ها بصورت زنده تدارك ديده شده اند.

    **جمعيت راه بندان مي كند. عبور و مرور فردي هم مختل مي شود. سيل جمعيت تقاطع كارگر - بلوار كشاورز را به ميدان حضرت ولي‌عصر(عج) پيوند مي زند. كم كم جاي سوزن انداختن در اين مسير هم نيست. هم منتظر آقايند.

    **در دست برخي از نمازگزاران عكس هايي از رهبر فرزانه انقلاب ديده مي شود.

    **در نقاط مختلف برگزاري نماز عيد فطر، عكاسان و تصويربرداران مشاهده مي شوند.

    **امروز مراسم دعاي ندبه هيات رزمندگان اسلام در دانشگاه تهران برگزار شد و پس از آن مراسم ويژه عيد آغاز شد.

    **به علت كمبود جا، برخي نماز را در پارك لاله اقامه مي كنند. سيل جمعيت تا خيابان حجاب گسترده شده است.

    **جواني كه به جاي 'وزير شعار' پشت تريبون ايستاده، خبر مي دهد كه آقا دارند مي آيند؛ همه برمي خيزند؛ به احترام آقا، به احترام نايب امام عصر(عج).

    **با شروع نماز عيد تنها يك صداست كه شنيده مي شود. صداي روحاني رهبر انقلاب كه حمد و سوره نماز عيد را تلاوت مي كنند. انگار نه انگار كه ميليون ها تهراني يك‌جا جمع شده اند؛ همه به صداي رهبر گوش فرا مي دهند.

    **با اتمام نماز عيد، آقا براي ايراد خطبه ها به پشت تريبون مي آيند؛... نمازگزاران دوباره برمي خيزند؛ 'اي رهبر آزاده آماده ايم آماده'، 'خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست'، 'اين همه لشكر آمده به عشق رهبر آمده'، 'مرگ بر ضد ولايت فقيه'، ابالفضل علمدار خامنه اي نگه دار' و... آقا به ابراز احساسات ملت پاسخ مي دهند و تشكر مي كنند.

    **ولي امر مسلمين در خطبه اول از معنويت ايرانيان در رمضان تجليل كردند و توصيه كردند: 'اين نماز با حال و حضور را براي خود نگه داريد'. ايشان خطبه دوم را به مسايل مهم جهان اسلام اختصاص دادند و ضمن تشكر از ملت ايران به خاطر شركت پرشور در راهپيمايي روز قدس، به مسائل و مشكلات مسلمانان در كشورهاي پاكستان و فلسطين پرداختند. حضرت آيت الله خامنه اي خواستار بپا خواستن مسلمانان بويژه ايرانيان براي كمك به سيل زدگان پاكستان شدند.

    **وقتي آقا كنفرانس سازش فلسطين را محكوم مي كنند؛ نمازگزاران تكبير سر مي دهند.

    **برخي مسئولان نظام، نماز را در خيابان و در ميان مردم اقامه مي كنند.

    **در ميان جمعيت ميليوني نمازگرار اما عده اي هم هستند كه اگر چه در ميان جمع هستند اما نمي توانند نماز بخوانند از جمله مجري مراسم و مكبر نماز كه مامور قرائت قنوت نماز عيد است، ماموران انتظامي كه امنيت مراسم را برعهده دارند، نيروهاي هلال احمر كه سلامت بخش هستند، محافظ‌هاي مسئولان ارشد نظام، نيروهاي فني دست اندركار، برخي ماموران و كارگران شهرداري و... آنها گر چه نمي توانند نماز بخوانند اما همراه با جمع قنوت هاي آن را زير لب زمزمه مي كنند.

    **با اتمام خطبه ها، نمازگزاران تهراني رهسپار خانه هايشان مي شوند. هر كس به سويي مي رود. شلوغي جمعيت بيشتر نمايان مي شود.

    **مجري مراسم اعلام مي كند كه به دليل قرار گرفتن عيد سعيد فطر در روز جمعه، امروز نماز جمعه برگزار نخواهد شد.

    **جشن بندگي و معنويت پس از يك ماه عبادت است. فصل اخلاص و تثبيت انسانيت انسان‌هاست؛ «اللهم اهل الكبرياء و العظمه و اهل الجود والجبروت و اهل العفو و الرحمه» آقاي من اين دعا و استغاثه ما به آستان توست. امروز براي تجديد عهدي ديگر با فرزندت و نايبت آمديم تا شايد جمعه اي ديگر خودت را نظاره‌گر باشيم.
    فداي چشماي خيس امامم.
     
    بقيه عكس ها در ادامه مطلب...
    براي تعجيل در فرج امام زمان و سلامتي امام خامنه اي صلوات

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 11 بازديد |

ادامه ي مطلب

التماس دعا


    هو الشافي
     
    سلام به همه برادران و خواهران.انشاالله عباداتتان مورد قبول واقع شده باشه.از تمامي خواهران و برادران عزيز
    براي شفاي بيماري كه در حال حاضر در بيمارستان به سر ميبرد التماس دعا دارم.انشاالله با دعاهاي شما عزيزان و لطف خدا ايشان سلامتي خود را به دست آورند.انشاالله خدا تمام بيماران را شفا دهد.
     

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 13 بازديد |


عيد فطر مبارك


    *عيد فطر مبارك*

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 12 بازديد |


سيل زدگان پاكستان


    امداد به سيل زدگان پاكستاني
    بقيه در ادامه مطلب...
     منبع:www.farsnews.com

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 11 بازديد |

ادامه ي مطلب

كاريكاتور


    دموكراسي مدل آمريكايي / كارتون: مازيار بيژني
    دموكراسي مدل آمريكايي
    قدرت مقاومت/ كارتون: فرهاد بهرامي
    قدرت مقاومت
    بقيه در ادامه مطلب...
    منبع:www.farsnews.com

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 12 بازديد |

ادامه ي مطلب

حمله سازماندهي شده طرفداران علي محمد دستغيب به راهپيمايان شيراز


    حمله سازماندهي شده طرفداران علي‌محمد دستغيب به راهپيمايان شيراز + گزارش تصويري

    طرفداران علي‌محمد دستغيب با حمله سازماندهي شده به تعدادي از راهپيمايان روز قدس شيراز آنان را مجروح و روانه بيمارستان كردند.

    به گزارش رجانيوز، ظهر امروز پس از آنكه تعدادي از راهپيمايان و نمازگزاران جمعه شيراز  در اعتراض به علي‌محمد دستغيب كه طي شب‌هاي گذشته در جلسه درس اخلاق خود اهانت‌هايي به مقامات عالي نظام كرده و اظهاراتش مورد استقبال و پوشش زنده راديو فردا قرار گرفته بود، راهي مسجد محل اقامه نماز او شدند، تا اعتراض خود را بيان كنند.

    راهپيمايان پس از آنكه در مقابل مسجد قبا (آتشي‌ها)ي شيراز تجمع و اظهارات اخير علي‌محمد دستغيب را محكوم كردند، ناگهان با حمله از پيش طراحي شده طرفداران وي مواجه شدند.

    طرفداران دستغيب كه بر پشت بام مسجد مستقر شده بودند، بر سر مردم سنگ، آجر و كپسول آتش نشاني انداختند و همزمان عده اي اوباش نيز با چوب و چماق به ضرب و شتم معترضان پرداختند كه در جريان اين هجوم، بيش از 10 نفر راهي بيمارستان شدند.

    دي ماه سال گذشته جمعي از مردم شيراز در اعتراض به همراهي آشكار علي‌محمد دستغيب با جريان فتنه مسجد قبا را پلمب كردند. يكي از دلايل پلمب، نگهداري آلات ضرب و شتم و درگيري در مسجد عنوان شده بود. مسجد قبا دو هفته بعد فك پلمب شد.

    عدم برخورد جدي مسئولان امنيتي و انتظامي شيراز با اظهارات تند و تحركات جديد علي‌محمد دستغيب و شاگردانش به‌عنوان يكي از دلايل رخداد امروز شيراز مطرح است.


     

     

    منبع:http://www.rajanews.com/detail.asp?id=60552


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 9 بازديد |

ادامه ي مطلب

بهشت فكه


    بسم رب شهدا
    [سيد شهيدان اهل قلم سيد] مرتضي [آويني] اُنسي ديرينه با شهدا داشت، آن شب در معراج شهداي اهواز، قرآن خواند و تا صبح گريست. براي رفتن عجله داشت،‌ روز بعد به ميدان مين در منطقه ي فكه رفتيم. پيكر شهيدي بر روي زمين بود. گوشي بي‌سيم به گوشت‌هاي آب‌شده‌اش چسبيده بود. آن روز مدام مي‌گفت:«بچه‌ها! مي‌خواهيم برويم قتلگاه، نه؟».

    مقتل شهداي والفجر 1 انتظارش را مي‌‌كشيد. خودش مي‌دانست كه او را پذيرفته‌اند، بايد بار سفر را ببندد. دوست داشت حتي در عالم رؤيا شمشير امام علي عليه السلام را ببيند، به قتلگاه نزديك شد آن جا كه 50 نفر دست در دست يك ديگر به شهادت رسيده‌اند. دوستي با خنده گفت: «قتلگاه هم شبيه همين تپه‌ها و گودال‌هاست! همين‌جا مصاحبه را بگير».

                      

     سيد خسته ي عشق بود،‌ با صبوري پاسخ داد: «نه اصغر جان! مي‌گرديم تا قتلگاه را پيدا كنيم.» سرانجام قتلگاه را يافت،‌ و از همان جا پركشيد. ساخت فيلم بهانه‌اي بود براي او،‌ دلش هواي رفتن داشت.

    « معبري به آسمان (http://www.aryarman.blogfa.com) به نقل از دوست شهيد».

                                                  گزيده اي از كلام شيواي شهيد:

    راه كاروان عشق از ميان تاريخ مي‌گذرد و هر كسي در هر زمان بدين صلا لبيك گويد، از ملازمان كاروان كربلاست. پندار ما اينست كه ما مانده ايم و شهدا رفته اند اما حقيقت آنست كه زمان ما را با خود برده است و شهداء مانده اند .

    آن آزادي كه غرب مي گويد «رهايي از هر تقيد و تعهد» است و اين آزادي كه ما مي گوييم نيز «رهايي از هر تعلقي» است.

    جه كسي مي تواند ثابت كند كه ضرر ويدئو از كامپيوتر بيشتر است؟ هيچكس. مشكل اينجاست كه ما فقط با معيار اخلاق ظاهري به محصولات تكنولوژيك غرب مي نگريم نه با معيار حكمت و حقيقت دين.

    ساحل را ديده اي كه چگونه در آينه آب وارونه انعكاس يافته است؟ سر آن كه دهر بر مراد سفلگان مي چرخد اين است كه دنيا وارونه ي آخرت است .هيچ پرسيده اي كه عالم شهادت بر چه شهادت مي دهد كه نامي اين چنين بر او نهاده اند؟

    هنر آنست كه بميري پيش از آنكه بميرانندت و مبدا و منشا حيات آنانند كه چنين مرده اند.

    شهيد سيد مرتضي آويني

    منبع سخنان شهيد: اينجا
    منبع:yadeshahidan.blogfa.com

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 8 بازديد |


اينم درجه افسران جنگ نرم



    شما كدوم يكي هستيد؟
    منبع:www.kheradnews.com

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 12 بازديد |


تبسم شيرين


     شهيد محمدرضا ديرينه حقيقي

    وقتي صلوات مردمي كه براي تشييع پيكر محمد رضا ديرينه ي حقيقي آمده بودند تمام شد ، پيكر شهيد به آرامي از داخل تابوت درون قبر قرار داده شد. لحظاتي بعد محمد رضا آرام تر ازهميشه درون قبر خوابيده بود. تا اين لحظه همه چيز روال عادي خود را طي مي كرد. اما هنوز فرازهاي اول تلقين تمام نشده بود كه عموي شهيد فرياد زد: «الله اكبر! شهيد مي خندد!»

    او كه خم شده بود تا براي آخرين بار چهره ي پاك،آرام ونوراني محمد رضا را ببيند، متوجه شده بودكه لب هاي محمد رضا در حال تكان خوردن است و دو لب او كه به هم قفل و كاملاً بسته شده بود ، درحال باز شدن و جدا شدن است و دندان هاي محمدرضا يكي پس از ديگري در حال نمايان و ظاهرشدن است.

     عموي او مي گفت: ابتدا خيال كردم لغزش حلقه هاي اشك در چشمان من است كه باعث مي شود لب هاي شهيد را در حال حركت ببينم، با آستين، اشك هايم را پاك كردم و متوجه شدم كه اشتباه نكردم.

    لب هاي او در حال باز شدن بود و گونه هاي او گل مي انداخت.

    پدرومادر شهيد را خبر كردند.آن ها هم آمدند و به چهره ي پاك فرزند دلبندشان نگريستند. اشك شوق از ديدن چنين منظره اي به يك باره بار غم و رنج فراق محمدرضا را از دل آن ها بيرون آورد. مادرش فرياد زد: «بگذاريد همه بيايند و اين كرامت الهي را ببينند»

    تمام كساني كه براي تشييع پيكر شهيد به بهشت آباد اهواز آمده بودند، يكي پس از ديگري بالاي قبر محمدرضا آمده و لبخند زيباي او را به چشم ديدند.

    روي قبر را پوشاندند، درحالي كه ديگر آن لب ها بسته نشد و تبسم شيرين و لب هاي باز شده ي شهيد باقي بود.

    دست نوشته ي شهيد در دفترچه ي يادداشت:

    روي بنما و وجود خودم از ياد ببر      خرمن سوختگان را گو همه باد ببر

    روز مرگم نفسي وعده ي ديدار بده   وانگهم تا به لحد خرم و دلشاد ببر

    اين سخن شهيد در خصوص تبسم لحظه ي تدفين است كه پس از شهادت در خواب به مادر مي گويد: مادرم! آن چه را كه شما فكر مي كنيد در دنيا و آخرت بهتر از آن نيست، مشاهده كردم!

    « مجله ي فرهنگي سياسي، اجتماعي راه راستان/ سال دوم/شماره11/ مردادماه86-هم اكنون عكس اين كرامت درموزه ي شهداي تهران موجود است.»
    منبع:yadeshahidan.blogfa.com

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 13 بازديد |


بوي بهشت


     
    شهيد مظلوم آيةالله دكتر بهشتي

    نماز را كه خوانديم وبيرون آمديم دكتر براي اين كه دوباره وضو بگيرد ، بازگشت.

    جلسه ي حساسي بود از هرسه قوه آمده بودند.

    مدت كوتاهي نگذشته بود كه ايشان هم به جمع حضار پيوست.

    از گوشه و كنار جلسه هر كس يك چيزي مي گفت.

    -حاج آقا! امشب خيلي نوراني شده ايد!

    -چشم شما قشنگ مي بيند.

    پس از تصويب تغيير دستور جلسه ، قرعه ي آغاز بحث به نام دكتر افتاد.

    ايشان پشت تريبون رفت و درباره ي انتخاب رئيس جمهور و اين كه  بايد روحاني باشد يا غير روحاني اندكي صحبت كرد و گفت: در هرصورت تعيين و معرفي رئيس جمهور به عهده ي اين جلسه است ، منتها اول بايد هياتي راتعيين كنيم كه خدمت امام بروند و نظر ايشان را در باره ي روحاني بودن يا نبودن رئيس جمهور آينده جويا شوند.

    ده دقيقه اي از آغاز نطق دكتر مي گذشت وساعت۲۰/۸ را نشان مي داد. دكتر مكثي كرد و به مستمعين دور تا دو رجلسه نگاه كرد. وقتي از همراهي ايشان به بحث مطمئن شد  ، يك باره گفت: "بچه ها! بوي بهشت مي آيد! آيا شما هم اين بو را استشمام مي كنيد؟"

    در همين لحظه انفجار مهيبي حزب جمهوري اسلامي را لرزاند و ساختمان فرو ريخت.   

    «سيد محمد حسيني بهشتي-نگاهي به زندگي ومبارزات شهيد دكتربهشتي-فرشته ي مرادي ص۶۴»
    برگرفته از yadeshahidan.blogfa.com

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 10 بازديد |


مهماني خدا


               شهيد علامه مرتضي مطهري

     

    شب شهادت آقا، ساعت يك بعد از نيمه شب تلفن زنگ زد. يكي ازعرفاكه دوست آقاي مطهري بود، احوال ايشان را پرسيد، گفتم: «ترور شده اند.» پس از چند لحظه سكوت با ناراحتي گفتند: «خانمي از شاگردان بنده به من اطلاع دادند، كه درساعت 11 شب خواب ديده اند كه يك قبر سبز را به ايشان نشان داده و مي گويند اين قبر را زيارت كنيد، با پرس و جو متوجه مي شود، اين قبر اباعبدالله عليه السلام است.

    قبر سبز ديگري را نيز به او نشان داده و مي گويند اين قبر آقاي مطهري است، آن را زيارت كنيد سپس ايشان را عروج مي دهند، و به جاي بسيار وسيعي مي برند. در آن جا تخت بسيار زيبايي وجود داشته كه عده اي در اطرافش صلوات مي فرستادند، به ايشان مي گويند. آن مكان جاي اولياء است. ناگهان آقاي مطهري وارد شده و بر تخت مي نشيند، اين بانو از آقا مي پرسند: «شما در اين جا چه كار مي كنيد؟» شهيد مطهري با متانت پاسخ مي دهند: «من تازه وارد شده ام، من از خدا يك مقام عالي خواستم ولي خدا يك مقام متعالي به من عنايت فرمود.» متوجه شديم كه درست در همان لحظه اي كه آقا مرتضي به شهادت رسيدند. اين شخص خواب را ديده است.

    راوي: همسر شهيد - سايت شهيد مطهري(ره):

    ( (http://www.m-motahari.com/ba-khaterat/khaterat.asp?cod=22&id=3

    برگرفته از yadeshahidan.blogfa.com

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 11 بازديد |


شفاي مادر


         شال سبز شهيد معماريان

    حدود بيست سال پيش در ايام محرم پايم ضربه ي شديدي خورد به طوري كه قدرت حركت نداشتم. پايم را آتل بسته بودند. ناراحت بودم كه نمي توانستم در اين ايام كمك كنم. نذر كرده بودم كه اگر پايم تا روز عاشورا خوب شود، با بقيه ي دوستانم ديگ هاي مسجد را بشورم و كمكشان كنم. شب عاشورا رسيده بود و هنوز پايم همان طور بود. از مسجد كه به خانه رفتم، حال خوشي نداشتم. زيارت را خواندم و كلي دعا كردم. نزديكي هاي صبح بود كه گفتم مقداري بخوابم تا صبح با دوستانم به مسجد بروم.

    در خواب ديدم در مسجد (المهدي، بلوار امين قم) جمعيت زيادي نشسته اند و من هم با دو عصا زير بغل بودم. يك دسته ي عزاداري در حال ورود به مسجد بود. جلوي دسته، شهيد«سعيد آل طه» داشت نوحه مي خواند. با خود گفتم: اين كه شهيد شده بود! پس اينجا چه كار مي كند؟

    ناگهان ديدم پسرم «محمّد» هم كنارش هست. عصازنان به قسمت زنانه رفته و در حال تماشاي اين ها بودم كه ديدم محمد به سراغم آمده و دستش را دور گردنم انداخت. به او گفتم: مادر، چه قدر بزرگ شده اي؟

    -   آره، از وقتي كه به اينجا آمديم، كلّي بزرگ شديم.

    بعد رو به من كرد و گفت: مادر! چه شده؟ مشكلي داري؟

    -    چيزي نشده پاهايم كمي درد مي كرد، با عصا آمدم.

    -    ما چند روز پيش رفتيم كربلا. از ضريح برايت يك شال سبز آوردم.

    بعد دست هايش را باز كرد و از سر تا مچ پاهايم كشيد، آتل و باندها را باز كرد و شال سبز را به پايم بست و گفت: از استخوانت نيست؛ كمي به خاطر عضله ات است كه آن هم خوب مي شود.

                         شال سبز شيهد معماريان

    از خواب بيدار شدم، ديدم باندها همه باز شده و شال سبزي هم به پاهايم بسته شده بود. آهسته بلند شدم و آرام آرام راه رفتم. من كه كف پاهايم را نمي توانستم روي زمين بگذارم، داشتم بدون عصا راه مي رفتم. پايين رفتم و شروع به كار كردم كه پدر محمّد از خواب بيدار شد. وقتي  من را در اين حالت ديد زد زير گريه... .

    بعدها اين جريان به گوش آيت الله العظمي گلپايگاني رحمة الله عليه رسيد. ايشان گفتند: او را نزد من بياوريد.

    پيش ايشان رفتم و شال را به ايشان دادم. ايشان گفتند: به جدّم قسم، بوي حسين عليه السلام را  مي دهد. سپس به آقازاده ي شان گفتند: آن تربت را بياوريد، مي خواهم با هم مقايسه كنم.

     وقتي تربت را كنار شال گذاشتند، گفتند كه اين تربت و شال از يك جا آمده است. فكر نكنيد اين يك تربت معمولي است! اين تربت از زير بدن امام حسين عليه السلام برداشته شده است، مال قتلگاه است، دست به دست علما گشته تا اكنون به دست ما رسيده است. شما نيم سانت از اين شال را به ما بدهيد، من هم به جايش به شما از اين تربت مي دهم.

    گفتم: بفرماييد آقا، تمام شال براي خودتان. ايشان گفتند: اگر قرار بود اين شال به من برسد، خداوند شما را انتخاب نمي كرد. خداوند خانواده ي شهدا  را انتخاب كرد تا مقامشان را يادآور شود.

    «ستاره ها(2) /ص38/ به نقل از عباس لامعي؛ همرزم شهيد»

    «روايت عشق/ سيمين وهاب زاده مرتضوي/ ص24/ راوي همرزم شهيد محمد جواد آخوندي»
    برگرفته از yadeshahidan.blogfa.com

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 13 بازديد |


نيروي غيبي


    فرمانده ي گردان يدالله بود. شب ها لباس بسيجيان را مي شست و پاره اي ازشب را به مناجات و راز و نياز مشغول بود.

    عملياتي در پيش داشتيم. همه چيز آماده بود و گردان بايد به عنوان خط شكن وارد عمل مي شد. بچه هاي اطلاعات عمليات در گزارش هاي خود مشكلي را پيش بيني نكرده بودند. اميدوار بوديم كه همه ي كارها خوب پيش برود و ما موفق شويم. شهيد محمد جواد آخوندي؛ فرمانده ي گردان يدالله از تيپ امام موسي كاظم عليه السلام مثل هميشه جلو دار قافله بود.

    پيش رفته و خدا خدا مي كرديم كه قبل از روشن شدن هوا به اهدافمان برسيم. اما برخلاف انتظار و گزارش هاي قبلي، با بياباني مملو از مين ضد نفر، ضد تانك، والمري، سوسكي، واكسي و...روبه رو شديم. مي توانستيم اضطراب را توي چهره ي هم ببينيم، فرصت زيادي نداشتيم. جواد كه نمي خواست زمان را از دست بدهد به بچه هاي تخريب دستور داد تا مين ها را خنثي كنند تا راه باز شود.

    رو به محمد جواد كردم و گفتم: بچه ها داوطلب شده اند كه بروند روي مين ها و راه را باز كنند. اگر بخواهيم مين ها را خنثي كنيم، به موقع نمي رسيم.

    دستي به محاسنش كشيد و گفت: يك نيروي غيبي به من مي گويد كه ما از اين ميدان به سلامت عبور مي كنيم.

             

    پرسيدم: آخر چطوري؟... هنوز حرفم تمام نشده بود كه يكي از بچه هاي بسيجي در حالي كه كاغذي به دست داشت، به سراغ ما آمد. كاغذ را به جواد داد و گفت: حاج آقا! بچه ها اين كاغذ را زير يكي از مين ها پيدا كرده اند. من و جواد به گوشه اي رفتيم و با چراغ قوه، نوشته هاي روي كاغذ را خوانديم. روي كاغذ نوشته شده بود: برادر ايراني! من افسر مسئول مين گذاري در اين منطقه هستم. اين مين ها هيچ كدام چاشني ندارد. مي توانيد با خيال راحت از اين ميدان عبور كنيد!

    آن قدر خوشحال شده بودم كه گريه ام گرفت. اما جواد به عاقبت كار مي انديشيد. او كه مي خواست مطمئن شود، گفت: بايد احتياط كنيم. من مي روم و امتحان مي كنم.

    گفتم: آخر حاجي شما كه.... خنديد و گفت: چي شده؟ نكند مي ترسي! نگران بودم اگر مي رفت و اتفاقي برايش مي افتاد، ضايعه اي جبران ناپذير براي لشكر پيش مي آمد. در عين حال اگر اصرار مي كردم كه نرود بي فايده بود. اصلاً اهل كوتاه آمدن نبود. شروع كرد به توجيه، دست و لازم را داد و گفت: هرچند خودت آگاهي، ولي با ديگران مشورت كن.

    بعد مرا در آغوش گرفته وگفت: مي خواهم طوري دراز بكشم كه همه ي بدنم روي چند تا مين قرار بگير وبا يك فشار، چاشني مين ها عمل كند.

    آماده شده بود. چشم هايم رابستم، روي زمين دراز كشيدم و از آقا امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف كمك خواستم. انفجار مين ها و تكه تكه شدن جواد را پيشاپيش ديدم و اشك مي ريختم.

    سرم پايين بود كه صدايش را شنيدم: عباس! چرا گريه مي كني؟ نگاهش كردم. سالم سالم بود. با خوشحالي گفتم: حاجي! قربانت بروم، زنده اي؟ خنديد و گفت: بادمجان بم آفت ندارد!

    معلوم شد كه حرف افسر عراقي راست بود. بعد از اين كه از بي چاشني بودن مين ها مطمئن شديم، عمليات را ادامه داده و به خط دشمن زديم ...

    «ستاره ها(2)/ص38 به نقل از عباس لامعي؛ همرزم شهيد) «روايت عشق، سيمين وهاب زاده مرتضوي ص 24، راوي همرزم شهيد محمد جواد آخوندي»
    برگرفته از yadeshahidan.blogfa.com

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 8 بازديد |


پرستاري از كودك


    پس از عروج ملكوتي شهيد جاج ابراهيم همت، شبي فرزند كوچكش مريض مي شود و در تب شديدي مي سوزد همراه با گلودردي سخت. هرچه همسر شهيد مي خواهد بچه را دكتر ببرد مي بيند همه به او مي گويند فردا مراجعه كنيد.

    شب به منزل مي آيد ولي بچه سخت بي قراري مي كند. مادر هركاري مي كند مانند پاشوري و گذاشتن كيسه ي يخ روي پيشاني بچه هيچ كدام افاقه نمي كند و بچه شروع مي كند به هذيان گويي، گريه كردن و بهانه ي پدر را گرفتن.

     در نيمه ي شب، همسرشهيد، طاقت خود را از دست مي دهد و درحالت خستگي شديد و خواب و بيداري شروع مي كند با حاج همت درد دل كردن و مي گويد: حاج همت! مگر نمي گويند كه شهدا زنده اند؟ من اين همه شب و روز بچه ها را نگه داشتم يك شب هم تو بيا و از اين بچه پرستاري كن!

                                   شهيد همت

    همين طوري كه بالاي سر بچه نشسته بود خوابش مي برد و در خواب مي بيند شهيد آمده به خانه و به او مي گويد: چرا اين قدر ناراحتي؟ خيلي خوب چند ساعت هم من بچه را نگه مي دارم. مي نشيند كنار خانم و بستر بچه. بچه اش را بغل گرفته و ناز و نوازش مي كند. مادر در حال تماشاي اين صحنه ي شيرين است كه ناگهان بچه مي گويد: مامان! پاشو من حالم خوب شده است، الآن بابا اين جا بود. وقتي همسر شهيد به خود مي آيد چيزي نمي بيند ولي بوي عطر خاصي فضاي اتاق را عطر آگين نموده است.

    «كرامات شهدا/ مهدي شيخ الاسلامي/ ج۱/ ص99»
    برگرفته از yadeshahidan.blogfa.com

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 10 بازديد |


عاقبت به خيري


    دعا كنيد خداوند شهادت را نصيب شما كند در غير اي صورت زماني فرا مي رسد كه جنگ تمام مي شود و رزمندگان امروز سه دسته مي شوند ؛ دسته اي به مخالفت با گذشته ي خود بر مي خيزند و از گذشته ي خود پشيمان مي شوند ، دسته اي راه بي تفاوتي را بر مي گزينند و در زندگي مادي غرق مي شوند و همه چيز را فراموش مي كنند  ودسته ي سوم به گذشته ي خود وفادار مي مانند و احساس مسئوليت مي كنند كه از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند كرد .

    پس از خدابخواهيد كه با وصال شهادت از عواقب زندگي بعد از جنگ در امان بمانيد چون عاقبت دو دسته ي اول ختم به خير نخواهد شد و جزء دسته ي سوم ماندن بسيار سخت است .« شهيد حميد باكري». 
    برگرفته از yadeshahidan.blogfa.com

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 11 بازديد |


كرامت يك خواب(از دست ندي يا!!!)


    تقريباً اوايل سال 72 بودكه در خواب ديدم در محور «پيچ انگيز» و شيار «بجليه» در روي تپه ي ماهورها، شهيدي افتاده كه به صورت اسكلت كامل بود و استخوان هايش سفيد و براق! شهيد لباسي بر تن داشت كه به كلي پوسيده بود. وقتي شهيد را بلند كردم، اول دنبال پلاكش گشتم و آن را پيدا كردم. كاملاً خوانا بود. سپس جيب شهيد را باز كردم و يك كارت نارنجي رنگ خاك گرفته از جيبش در آوردم. روي كارت دست كشيدم تا اسم روي كارت مشخص شد: «محمدحسين جانبازي» ، فرزند سهراب، از استان فارس.

                   شهيد سيد محمدحسين جانبازي

    يكباره از خواب بيدار شدم و پيش خود گفتم: « حتماً اين خواب هم مثل خواب هاي ديگر است و از پرخوري بوده!!!»

    خلاصه زياد جدي نگرفتم ولي شماره ي پلاك و نام شهيد را در دفترچه ام يادداشت كردم.حدود دو هفته بعد كه در محور شمال-فكه به «تفحص» رفته بوديم، با برادران اكيپ مشغول گشتن شديم.  ديگر نااميد شده بودم. يك روز نزديك غروب كه داشتم از خط برمي گشتم، چشمم به يك شيار نفررو افتاد. در همين حين چند نفر از بچه ها كه درون شيار بودند، فرياد زدند: «شهيد! شهيد!» و چون مدت ها بود كه شهيدي پيدا نكرده بوديم، همگي نااميد بوديم.

    جلو رفتم، بچه ها شهيد را از كف شيار بيرون آورده بودند، بالاي سر شهيد رفتم. ديدم شهيد كامل و لباسش هم نپوسيده است.

    احساس كردم شهيد برايم آشناست، وقتي جيب شهيد را گشتم، كارتش را درآوردم و با كمال حيرت ديدم كه روي كارت نوشته: « محمدحسين جانبازي»! وقتي شماره ي پلاك را با شماره ي پلاكي كه در خواب ديده بودم مطابقت دادم، متوجه شدم همان شماره ي پلاكي است كه در خواب ديده بودم. تنها چيزي كه برايم عجيب بود، نام «سيّد» بود!

     من در خواب ديده بودم كه روي كارت نوشته: «سيّد محمدحسين جانبازي» ولي در زمان پيداشدن شهيد، فقط نام «محمدحسين جانبازي» ، فرزند سهراب، از استان فارس ذكر شده بود. اينجا بود كه احساس كردم لقب «سيّد» ي را بعد از از شهادت از مادرش زهرا سلام الله عليها به عاريت گرفته است و جز اين نبود!

    «ماهنامه ي آشنا/ ش135/ به نقل از برادر نظرزاده»
    yadeshahidan.blogfa.comبرگرفته از

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (2) 14 بازديد |


صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد

مطالب پيشين

  • عكس هاي ويژه از امام خامنه اي
  • توصيه امام (ره) به آيت‌الله خامنه‌اي در بيمارستان
  • پيام حضرت آيت الله خامنه‏اي در رابطه با هتك حرمت قرآن كريم
  • m
  • نماز عيد فطر
  • التماس دعا
  • عيد فطر مبارك
  • سيل زدگان پاكستان
  • كاريكاتور
  • حمله سازماندهي شده طرفداران علي محمد دستغيب به راهپيمايان شيراز
  • بهشت فكه
  • اينم درجه افسران جنگ نرم
  • تبسم شيرين
  • بوي بهشت
  • مهماني خدا
  • شفاي مادر
  • نيروي غيبي
  • پرستاري از كودك
  • عاقبت به خيري
  • كرامت يك خواب(از دست ندي يا!!!)

  • درباره




    كجايند مردان بي ادعا؟


    عضویت سریع

    مطالب اتفاقی

    مطالب محبوب

    اخبار سایت

    آرشیو

    Powered By pelakfa.com Copyright © 2009 by majidi2